« پنجره سی | صفحه‌ی اصلی | سیمین دانشور / Simin Daneschvar »

صادق هدایت / Sadegh Hedayat

sadegh.jpg 
Sadegh Hedayat / Öl-Pastell / 37cm . 57 cmm

نگاهی به آن سوی جهان

در تبعید، در سال 1997 اولین پرتره را از صادق هدایت کشیدم و سپس به مناسبت صدمین سال تولد برتولت برشت سه پرتره از او کشیدم که در کتاب "برشت پستیل" به چاپ رسید، و این شد یکی از تم‌های من.
از پرتره‌ای به پرتره‌ی دیگر.
انسان همیشه در پس کارهایم جای اصلی را دارد. خودم را خورشیدی می‌بینم در آسمان آبی که به کشف فضاها، بازی با عناصر نقاشی، و جستجو در رنگ و فرم و خط می‌پردازد.
در آتلیه وقتی در مقابل صفحه سفید قرار می‌گیرم نگاهش می‌کنم، ابعادش را در نظر می‌گیرم، ابتدا با هم قدری رودربایستی داریم سپس صمیمی می‌شویم، گاهی ابتدا روزنامه را برمی‌دارم، گاهی طراحی می‌کنم، و گاهی سراغ رنگ می‌روم. تصاویر زیادی در ذهنم رفت و آمد می‌کنند. به ایران فکر می‌کنم، شادی‌ها و تلخی‌ها را مرور می‌کنم؛ تولد، کودکی، ازدواج، انقلاب، تاریخ، جنگ، . تبعید.
دوست دارم نگاهم را با تو تقسیم کنم با تو مخاطب من.
امروز می‌بینیم که هنوز پدیده جنگ، کشتار، جنایت، فقر در مطبوعات و رسانه‌های گروهی منعکس می‌شود و در حال حاضر مسئله اصلی روز است.
می‌دانیم که پیکاسو مظهر آزادی قرن بیستم است. در گرنیکای پیکاسو نمادهای رنج آدمی در سراسر تابلو دیده می‌شود. این تابلو سیاه و سفید امضا و تاریح ندارد، ازلی و ابدی است. اعتراضی است به جنگ.
برشت می‌گوید: «مگر در آنچه بر صفحه تئاترهای متعارف می‌گذرد، با چیزی جز انسان روبر می‌شویم؟»
به نقطه‌ای خیره می‌شوم و به انسان فکر می‌کنم، انسانی که تنهاست و پر از آرزو. انسانی که دارای احساس و عشق و تفکر است. انسانی که آزاد آفریده شده تا آزاد بیندیشد و زندگی کند. قلم‌مو را برمی‌دارم و عاشقانه صفحه‌ام را رنگی می‌کنم.
یاد گفته گلشیری می‌افتم: «می‌نویسیم که بگوییم هستیم.» و باز می‌گوید: «افتخار می‌کنم که امروز با آنها هم‌صدا هستم.»
صورتش را رنگی می‌کنم، به نظر می‌رسد در ایران نویسندگان و شاعران و دیگر هنرمندان نیروی خلاق ما هستند. همیشه از خود می‌پرسم چه پیامی از ایران در کارهایم می‌توانم داشته باشم؟ آنها را به تصویر می‌کشم چون آنها مرا صدا می‌کنند. در طول زندگی‌ام با این هنرمندان دمخور بوده‌ام و از آثارشان ذره‌ای آموخته‌ام، آنها دنیای مرا کامل کرده‌اند.
برشت می‌گوید : «تئاترهای روس و امریکا و آلمان، تفاوت‌های بزرگی با هم داشتند ولی وجه شباهت آنها در نو بودن‌شان بود، یعنی در این‌که در نمایش و در تکنیک خود به نوآوری‌هایی دست می‌زدند.»
از سرزمینی به سرزمین دیگر می‌روم، در جستجوی رنگ‌ها و فرم‌ها، در جستجوی دگراندیشان و به دنبال ستاره دنباله‌دار. آگاهانه شروع می‌کنم بی آنکه از پایان کار چیزی بدانم.
دوست دارم نگاهم را با تو تقسیم کنم، با تو مخاطب من.

متن سخنرانی در نمايشگاه نقاشی خانه برتولت برشت برلين

 

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1721

نظرها

lmi-binam pas hastam.haman ke gofti stare donbale dar payan nadasht.
mahbube

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)