« May 2006 | صفحه‌ی اصلی | July 2006 »

June 30, 2006

پابلو پیکاسو / Pablo Picasso

6.jpg 
Pablo Picasso / Ölfarbe / 35 cm x 50 cm

June 28, 2006

اينگبورگ باخمن / Ingeborg Bachman

4sw.jpg

Ingeborg Bachman/ Pastellfarbe / 18 cm . 32 cm 

June 26, 2006

گونترگراس / Günter Grass

13.jpg 
Günter Grass / Aquarel / 50.70 / 1999

June 24, 2006

سیمین بهبهانی / Simin Behbahani

IMG_3133.jpg

Simin Behbahani / Pigment- Pastell / 38 cm x 56 cm 

June 20, 2006

هوشنگ گلشیری / Huschang Golschiri

9%2011.jpg 

 Huschang Golschiri /  Öl - Pastellfarbe 50 cm x 70

June 17, 2006

کتیبه طلایی

flagge%20mit%20stein.jpg 

 پرچم پيشنهادی من 

فوتبال یک نمایش مهم  است که اکثر جهانیان را به خود مشغول کرده که به نظر من  مزه فوتبال به تماشای جمعی آنست. اما در فوتبال چیزی قابل پیش بینی نیست و کسانی که نتیجه بازی را تعیین می کنند یازده نقری هستند که به میدان می روند.
در برلین در زمان شروع  بازی های جام  جهانی در اغلب مکان ها پرچم را به عنوان نشانه ملی کشورشان به شکل های مختلف بر پیشانی و اندام خود پیچیده بودند. برخی با شیرو خورشید، بعضی بی شير و خورشيد،  عده ای با نقش های دیگر، گروهی با  آرم رسمی.
رنگ ها و فرم ها نام هر کشوری را به زبان می آورد.
در خانه ام کنار پنجره نزدیک جعبه کوچکم، در
 یک دست کتیبه کوروش کبیر، به عنوان نماد آزادی، و در دست دیگر پرچم ایران مرا به گذشته می برد. در حافظه ام از پرچم به تاریخ و از تاریخ به ایران و از ایران به سی اصل منشور حقوق بشر فکر می کنم. به هویت ملی کشور، به رنگ سبز و سفید و قرمز، به فرهنگ و تمدن کهنسال ايران که همیشه به آن افتخار می کنیم،  و شاید به یک پیوند تاریخی.

June 15, 2006

هاینریش بل / Heinrich Böll

10.jpg

Heinrich Böl  / Ölfarbe / 35 cm x 50 cm

June 12, 2006

فروغ فرخزاد / Forugh Farrokhzad

4.jpg
Forugh Farrokhzad / Öl - Pastell / 37 cm x 55 cm

June 8, 2006

احمد شاملو / Ahmad Shamlu

14.jpg
Ahmad Shamlu / Pigment - Pastell Kreide / 35 cm x 50 cm

June 6, 2006

برتولت برشت / Bertolt Brecht

11.jpg    
Bertolt Brecht / Ölfarbe / 35 cm x 50 cm

June 4, 2006

سیمین دانشور / Simin Daneschvar

ss.jpg

Simin Daneschvar / Pigment-Pastell /35x50 cm

صادق هدایت / Sadegh Hedayat

sadegh.jpg 
Sadegh Hedayat / Öl-Pastell / 37cm . 57 cmm

نگاهی به آن سوی جهان

در تبعید، در سال 1997 اولین پرتره را از صادق هدایت کشیدم و سپس به مناسبت صدمین سال تولد برتولت برشت سه پرتره از او کشیدم که در کتاب "برشت پستیل" به چاپ رسید، و این شد یکی از تم‌های من.
از پرتره‌ای به پرتره‌ی دیگر.
انسان همیشه در پس کارهایم جای اصلی را دارد. خودم را خورشیدی می‌بینم در آسمان آبی که به کشف فضاها، بازی با عناصر نقاشی، و جستجو در رنگ و فرم و خط می‌پردازد.
در آتلیه وقتی در مقابل صفحه سفید قرار می‌گیرم نگاهش می‌کنم، ابعادش را در نظر می‌گیرم، ابتدا با هم قدری رودربایستی داریم سپس صمیمی می‌شویم، گاهی ابتدا روزنامه را برمی‌دارم، گاهی طراحی می‌کنم، و گاهی سراغ رنگ می‌روم. تصاویر زیادی در ذهنم رفت و آمد می‌کنند. به ایران فکر می‌کنم، شادی‌ها و تلخی‌ها را مرور می‌کنم؛ تولد، کودکی، ازدواج، انقلاب، تاریخ، جنگ، . تبعید.
دوست دارم نگاهم را با تو تقسیم کنم با تو مخاطب من.
امروز می‌بینیم که هنوز پدیده جنگ، کشتار، جنایت، فقر در مطبوعات و رسانه‌های گروهی منعکس می‌شود و در حال حاضر مسئله اصلی روز است.
می‌دانیم که پیکاسو مظهر آزادی قرن بیستم است. در گرنیکای پیکاسو نمادهای رنج آدمی در سراسر تابلو دیده می‌شود. این تابلو سیاه و سفید امضا و تاریح ندارد، ازلی و ابدی است. اعتراضی است به جنگ.
برشت می‌گوید: «مگر در آنچه بر صفحه تئاترهای متعارف می‌گذرد، با چیزی جز انسان روبر می‌شویم؟»
به نقطه‌ای خیره می‌شوم و به انسان فکر می‌کنم، انسانی که تنهاست و پر از آرزو. انسانی که دارای احساس و عشق و تفکر است. انسانی که آزاد آفریده شده تا آزاد بیندیشد و زندگی کند. قلم‌مو را برمی‌دارم و عاشقانه صفحه‌ام را رنگی می‌کنم.
یاد گفته گلشیری می‌افتم: «می‌نویسیم که بگوییم هستیم.» و باز می‌گوید: «افتخار می‌کنم که امروز با آنها هم‌صدا هستم.»
صورتش را رنگی می‌کنم، به نظر می‌رسد در ایران نویسندگان و شاعران و دیگر هنرمندان نیروی خلاق ما هستند. همیشه از خود می‌پرسم چه پیامی از ایران در کارهایم می‌توانم داشته باشم؟ آنها را به تصویر می‌کشم چون آنها مرا صدا می‌کنند. در طول زندگی‌ام با این هنرمندان دمخور بوده‌ام و از آثارشان ذره‌ای آموخته‌ام، آنها دنیای مرا کامل کرده‌اند.
برشت می‌گوید : «تئاترهای روس و امریکا و آلمان، تفاوت‌های بزرگی با هم داشتند ولی وجه شباهت آنها در نو بودن‌شان بود، یعنی در این‌که در نمایش و در تکنیک خود به نوآوری‌هایی دست می‌زدند.»
از سرزمینی به سرزمین دیگر می‌روم، در جستجوی رنگ‌ها و فرم‌ها، در جستجوی دگراندیشان و به دنبال ستاره دنباله‌دار. آگاهانه شروع می‌کنم بی آنکه از پایان کار چیزی بدانم.
دوست دارم نگاهم را با تو تقسیم کنم، با تو مخاطب من.

متن سخنرانی در نمايشگاه نقاشی خانه برتولت برشت برلين