« February 2006 | صفحه‌ی اصلی | April 2006 »

March 30, 2006

طرح پنجاه

2006-02-28-2226-03.jpg

March 28, 2006

طرح چهل و نه

2006-02-28-2222-48.jpg

March 25, 2006

طرح جهل و هشت

2006-02-28-2220-20.jpg

March 23, 2006

طرح چهل و هفت

2006-02-28-2217-57.jpg

March 21, 2006

طرح چهل و شش

2006-02-28-2216-06.jpg

March 20, 2006

سال نو مبارک

passargad.jpg 

نوروز، جشن ملی ما که هر ساله با آمدن بهار به استقبالش می رویم مثل هر سال تکرار می شود و لی امسال با خبر آزادی اکبر گنجی ترکیب زیبایی برای ایرانیان به وجود آورد.
من هم به نوبه خودم سال جدید را به اکبر گنجی وبه همسر ایشان خانم شفیعی  و تمام هموطنان و دوستان اهل قلم تبریک می گویم با بهاری پر از شادی و رنگ.

  بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان 
                                                                   مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند
                                                                                                    صائب تبريزی

نوروزتان مبارک

March 17, 2006

طرح چهل و پنج

2006-02-28-2213-48.jpg

March 16, 2006

طرح چهل و چهار

2006-02-28-2211-23.jpg

March 15, 2006

طرح چهل و سه

2006-02-28-2206-14.jpg

March 14, 2006

چهل و دو

2006-02-28-2203-03.jpg

March 12, 2006

طرح چهل و یک

2006-02-28-2200-14%20nn.jpg

March 11, 2006

طرح چهل

2006-02-28-2157-51nn.jpg

March 10, 2006

طرح سی و نه

2006-02-28-2154-21%20nn.jpg

March 9, 2006

طرح سی و هشت

2006-02-28-2151-45.jpg

March 8, 2006

انتخاب

روی صندلی کنار پنجره می نشینم و به چهره مهتابی آسمان نگاه می کنم . به هفت رنگ رنگین کمان، به یک دانه انگور از خوشه جدا مانده. به دورترین نقطه نگاه می کنم رنگ قرمز را می بینم. رنگ قرمزی که اعتماد به همراه دارد و خودش را در دورترین نقطه به نمایش می گذارد.

خیره می شوم و نگاه می کنم که آنچه را گم کرده ام پیدا کنم. به کشورم ایران نگاه می کنم به زن، به اندامش، به تفکرش، به هویتش.

  در غروب یک روز زمستانی، تیتر روزنامه توجه مرا جلب کرد: سنگسار

دختری بیست و دو ساله به جرم فساد و فحشا اعدام شد.

دقیق به خبر و تصاویر تلخ نگاه کردم به فکر فرو رفتم.

آیا خشونت راه نجات بشر است؟

آیا میتوان ساده حرف زد؟

انسان همیشه در زندگی برای من مرکزیت دارد انسانی که دارای احساس و عشق و تفکر است انسانی که آزاد آفریده شده تا آزاد بیندیشد و زندگی کند.

تاریخ را ورق می زنم و زنان را در هزار توهای مختلف جستجو می کنم.

می دانیم که در ایران زنی می نویسد، زنی می سراید، زنی میزاید و خلق می کند که به ما بگوید هستیم، می اندیشیم، پس تنها نیستیم، پس صدا هستیم.

قلمو در دست می گیرم به ساعت نگاه می کنم، همه چیز آرام است با خود فکر می کنم چرا در ایران نشان دادن اندام زن ممکن نیست و حرام است. چرا نشان دادن یک تار مو جرم به حساب می آید. می پرسم چرا انتخاب که پیام آور هویت ماست تحقیر شده است؟

چرا زن از لحظه تولد تا به هنگام مرگ، تنها از نیمی حقوق اجتماعی برخوردار است.

چرا بی حرمتی به انسان به عدالت و به آزاذی سالهای سال در کشور من سایه انداخته.

روی صندلی می نشینم و به چهره آسمانی آسمان نگاه می کنم، باد می وزد نیمی از پیکر من در این سو و نیمه دیگر در آن سو. اکنون خورشید در افق فرو می رفت و من در کشوری دیگر بودم.

در تبعید همه چیز را از نو نگاه میکنم چیزی را گم کرده بودم که مدام به دنبالش می گشتم. بیگانه ای در سرزمین بیگانه. به کودکی ام فکر می کنم یادم می آید مادرم در چهار پنج سالگی چادر بر سرم کشید ان زمان فکر می کردم همه دنیا همین طور است. 

تاریخ را ورق می زنم و زنان را در هزار توهای مختلف جستجو می کنم.

زنانن معترض،زنان سکوت، زنان رنج، زنان تخیل، زنان ایران

گاهی فریاد می زنم، گاهی لبخند می زنم، گاهی رنگی می کنم، گاهی انتخاب می کنم. او می گوید فریاد کن سکوتت را دوست ندارم.

 

March 7, 2006

طرح سی و هشت

2006-02-28-2149-51%20nn.jpg

March 6, 2006

طرح سی و هفت

nnnn.jpg

March 5, 2006

طرح سی و شش

nn.jpg

March 4, 2006

طرح سی و پنج

  2006-02-28-2144-56-nn.gif

March 3, 2006

طرح سی و چهار

2006-02-28-2143-17-nn.gif

March 1, 2006

Menschenrecht

Menschenrecht


2006-02-28-2141-21-copy-2-n.gif